|
سلام من اومدم ببخشید که دیر اومدم از همتون معزرت میخوام.
بعد از این همه تست کردن مادربرد،رم،سی پی یو،و...معلوم شد کارت گرافیکی کامپیوترم سوخته مجبور شدیم یک کارت کرافیکی دیگه بخریم مدل این کارت گرافیک NVDIA GeForce 8500GTهست قیمت این کارت حدود 70هزار تومن هست وقتی خواستین این پولو بدیم نزدیک بود سکته کنم
ولی به نظرم با این قیمتی که داره خیلی خوبه از ویژگیهای این کار ت میشه به موارد زیر اشاره کرد
512MB 128bit DDR2 Dual-link DVI TV-Out
من از این کارت راضی هستم اگه شماهم از این مدل یا بهتر از این رو دارین به ماهم بگین راضی هستین یا نه برای اونایی که نمیدونن چه شکلی هست چنتا عکس در لینک های زیر گذاشتم
http://ecx.images-amazon.com/images/I/41sEDiLXXAL._SL500_AA280_.jpg
http://www.cpusolutions.com/mm8004744CPU/Images/VCN85GT512PALIT.jpg
http://aukcje.icomp.superhost.pl/allegro/pal8500gt_super.jpg
یک اتفاقی همین پنج شنبه برام افتاد خیلی حالمو گرفت 
پنچ شنبه ساعت 7صبح بلند شدم برم مدرسه امتحان ادبیات بدم هیچی هم نخوندم فقط عکس های کتابو نگاه کرده بودم
7:25 دقیقه وقتی دمه مدرسه بودم ولی در مدرسه بسته بود یک پسره اونجا بو میشناختمش ولی توی یک کلاس دیگه بود گفت که امتحان ساعت2ظهر برگذار میشه ازش پرسیدم کی گفته گفت:در مدرسرو زدم گفتن برو 2 بیا من حرفشو باور نکردم سرمو چرخوندم دیدم از اون طرف یک نفر داره میاد منم از قصد صبر کردم تا اون بیاد ببینم چی میگم به اونم همین حرفا رو زد واون خدا حافظی کرد ورفت منم بهش گفتم بیا ماهم برین گفت باشه همین که داشت میرفتیم زیر لب به مدیر،ناظم و.... فش میداد ولی من خوشحال بودم به خودم گفتم میرم خونه میشینم میخونم من دوباره ازش پرسیدم 2امتحان شروع میشه گفت نه باید 2 تو مدرسه باشیم بعد گفت:من باید برم اون ور خیابون اتوبوس سوار شم برم ازش خدا حافضی کردم واومدم خونه سریع رفتم سراغ کتاب وحسابی خوندم تا ساعت 10 صبح تا اینکه خوابم برد وساعت 12 بیدار شدم ویکم خوندم تا ساعت1:30ظهر حاظر شدم رفتم مدرسه وقتی به مدرسه رسیدم ساعت 2بود ولی در بسته بودخیلی تعجب کردم چند دقیقه ای صبر کردم وباز رفتم خونه وزنگ زدیم مدرسه و معلوم شد که امتحان ساعت9 شروع شده من وقتی فهمیدم زدم زیر خنده به خودم خندیدم خلاصه کمتر از 2ساعت این خبر رو کل فامیل فهمیدن
به خودم میگفتم اگه شب بابام بفهمه دعوام میکنه ولی فهمید هیچ کاری نکرد خلاصه باید فردا موقعه ای که کارنامرو میخوان بدم(ساعت هشت صبح)باید برم و ماجرا را بگم اگه قبول کنن بگم معلمم یه نمره ای بده تا تک ماده کنم راستی کی شرا یط تک مادرو میدونه؟؟؟؟؟
جای همتون خالی همون شب یعنی دیروز خونه دایی مون افطاری بودیم البته خیلی ساده بود ساعت تقریبا 10 شب بود صحبت حیوانات شد که داییم به اون یکی پسر داییم گفت برو همسترو بیار همممون موندیم این چیه دیدیم یک اکوارم(خالی بود اب توش نبود) اورد. توش دوتا(همستر)فکر کنم نژادشون موش باشه ولی خیلی قشنگ بودن وهم تمیز خیلی باحال بودن وقتی بهشون غذا میدی توی لوپش نگه میداره ومیره یک جایی قایم میکنه خلاصله خیلی جالب بودن اگه اطلاعات بیشتری میخوایین میتونین تو گوگل اسمشو سرج کنین
خیلی حرف زدم دیگه سرتونو درد نمییارم
اینم یک عکس از همستر

|